بخش پنجم :

معلومات کلی در مورد کاربرد «ی» ها در دستور زبان پارسی

«ی» ها به صورت وجودی مطابق دستور زبان به 9 بخش و در تلفظ به 3 بخش تقسیم شده اند، که در این قسمت لُب لباب 9 بخش اول را به طور فشرده انتخاب و معرفی کرده ام.

بعضی از «ی»‌های که در آخر واژه به صورت اتصال «مضاف» و «مضاف الیه» و یا هر موارد دیگر می آیند که عده یی از آن ها هر واحد در بدنه خود، به چندین شاخص دیگر تقسیم شده اند و آن شاخص ها درین مقاله ذکر نگردیده اند.

«ی» نکره

«ی»نکره بر مجهولیت دلالت میکند. مثال: پادشاهی به کشتن اسیری اشارت کرد. کتابی، کودکی و مردمی

«ی» وحده

«ی» وحدت بر یکی بدون دلالت میکند. مثال : پسته کیلویی چند است؟ کرایه اطاق شبی ده دالر

«ی» های نسبتی.

- «ی»نسبت بر مکان

نسبت بر موقعیت دلالت می کند. مثال: کابلی، پروانی و بامیانی...

- «ی»نسبت بر اشیا

نسبت برهر چیز دلالت میکند. مثال :ارغوانی، زعفرانی، گندمی...

- «ی»نسبت بر اشخاص

نسبت به فرد و مردم دلالت می کند. مثال: مسیحی، محمدی، ایوبی...

نوت: اما در لسان عربی با پسوند (وی) ی نسبت به شخص را میگویند. مثال:عیسوی، گنجوی

«ی» خطاب بر شخص.

بر شخص دلالت می کند. مثال: آیا مردی؟ اگر دلخون نگردی مردی.

«ی» تعجب

«ی» تعجب در انتهای صفت میاید.

حالت اول،تلفظ نکره ﻲ(ی مجهول)، اگر شخص حاضر نباشد. مثال : چه آدم زشتی، چه آدم بدی. یعنی آدم زشت و بد.

حالت دوم، تلفظ بسیط( ی معروف)اگر شخص حاضر باشد، مثال: چه زشتی، و یا چه مرد بدی. یعنی زشت استی و مرد بد استی.

«ی» های پسوندی

- «ی»پسوند شغلی

بر وظیفه و شغل دلالت می کند. مثال: آشپزی، کبابی و حکاکی...

- «ی»پسوند شهرت یا دارندگی

برشهرت یادارندگی دلالت می کند. مثال: زدنی، هنری، نامی

- «ی»پسوند مفعولی یا گیرنده

این پسوند بر مفعولی بودن دلالت میکند. مثال: زندانی(در زندان انداخته شده)، نهانی(پنهان شده)

- «ی» صفت ساز که مصدر را به صفت افزود میکند. مثال: دیدنی، خوردنی، رفتنی، مردنی.

ی پرسشی بر پرسیدن چیزی از شخصی دلالت میکند. مثال: خوردنی، رفتی، دیدی، شنیدی؟

«ی » مصدری

دلالت بر (معنای مصدری می دهد) . مانند: مردی نبود فتاده را پای زدن (یعنی مرد بودن آن نیست که ...) - مسلمانی (مسلمان بودن) - مطربی (مطرب بودن)

«ی» تاکید قید

بااضافه شدن به مصدر دلالت بر قید سازی میکند . مثال: اگر آمدنی استی ازراه نان بیار.. رفتنی ها بروند، ماندنی بمانند.

«ی» مضاف و مضاف الیه

کاربرد «ی» با مضاف و مضاف الیه(مالکیت و پیوست) را نشان میدهد.

مضاف با مختوم «الف». مثال : آشنای من

مضاف با مختوم « واو». مثال: سوی من.

مضاف با مختوم غیر ملفوظ «ه». مثال خانه ی من.

قطره بقایی

منابع :

- دستور زبان اثر داکتر جواد شریعت

- دستور زبان صفحه دهخدا

- دستور زبان صفحه معین

- نحو زبان در تاریخ بیهقی

- صفحه یوتیوب داکتر نوید حلمی

- دستور زبان فارسی داکتر سیروس شمسیا

لینک های انترنتی:

- دستور زبان سایت ویکی پیدیا

https://www.delgarm.com/the-difference-between-unity-and...

https://virastar.net/persian-grammer/mozaf-va-mozafelayh/

https://liar.ui.ac.ir/article_19719.html